منتظر می مانم........

امروزکه میگذردبیشترازهمیشه ردپای کسی که ناجی لحظه هایم بوددرزندگیم هویداست....برروی یخ های قلبم ترکهایی هست که تیشه اش دردستان خدایی توست...تاقلب من ارام وگرم شود...تمام شقایق هابرایم گفتنداوهیچ ردی نگذاشته ورسیدن به اومحال است..امامن هنوزمیگردم وهروزمنتظرآمدن ناجی مهربانی هامیگردم...من دیگربرای یافتنت ازقاصدک نمیپرسم...دلم بیشترازتمام قاصدکهابه تونزدیک است...حتی بیشترازنسیمی که هرروزموهایت رانوازش میکند...توازسرسبزی گفتی که خزان دلم رابه یغمابرد...ومن ازحرفی گفتم که معنای زنده بودن من است...من روبه قبله ای نمازمیخوانم که پشت پلک توقرارداردوهرروززیرسقفی ازگلهای یاس برای ارامش توباتمام گنجشک هادست به دعابرمیداریم...وهرصبح به یادطلوع اولین لبخندتودرزندگیم نمازرابه پابوس نگاهت اقامه میکنم....من دراین خانه که رگ به رگش احساس است وخط به خط این احساس ازتوحکایت میکندبرای دیدارتوزندگی میکنم ومنتظرمیمانم تاروزآمدنت.........

دیشبه منو وخدا......

خداجون میشه امشب تومنوبغل بگیری؟

درگوشم خیلی آروم بگی وقتشه بمیری؟

خداجون چشماموبستم تودیگه بازشون نکن

خداجون من خیلی خسته ام منو فردابیدارنکن

خداجون میخوام بمیرم تابیام کنارقلبت

نومنو بغل بگیری من آروم شم توآغوشت

خداجون میشه تموم شه نفس های سردقلبم؟

میشه امشب آخرش باشه بمونه نبض قلبم؟

خداجون میشه یحرفی بزنی بخاطرمن؟

خدااون گذاشته رفته؟توبگودارم میمیرم....

خداجون تنهایی سخته میشه من زودتربمیرم

آخه اون گذاشته رفته من که تنهانمیتونم

خداجون میبینی اون تنهام گذاشته نکنه توهم نمونی؟؟؟

من که تقصیری نداشتم خدااون کجاست؟؟میدونی؟؟

خداکاش توآغوش تویه جایی برام بمونه

اگه امشب من بیام همه جافردابارونه....