حرفـــــــــــــــــــــــــ خـــــــــــــــــــــدا
حضرت زکریا(ع)
حضرت بقیۀ الله اعظم روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فرمود:
حظرت زکریا ازپروردگارش درخواست نمود که نامهای(( پنج تن)) رابه اوبیاموزد.جبراییل (ع)براونازل شده آنهارابه اواموخت.هرگاه که زکریا
نام محمدوعلی وفاطمه وحسن (ع)رامی برد،اندوهش برطرف می شد،ولی همین که نام حسین(ع)رامی بردبغض گلویش رامی فشردونفسش به شماره می افتاد
وگریه اش می گرفت.
روزی گفت:خداوندا چه سری داردکه هرگاه نام چهارنفرازاینان رامی برم غم واندوهم برطرف شده وخاطرم تسکین می یابدولی به هنگام نام بردن ازحسین
اشکم جاری واه وناله ام بلندمی شود؟
خئاوندمتعال داستان اماحسین(ع)رابه اوخبردادوفرود:
(( کهیعص))(مریم/1)
((کاف))اسم کربلاست،((ها))هلاکت ونابودی خاندان پیامبر،((یا))یزدکه
حسین (ع)ظلم وستم نمود.((عین))اشاره به عطش وتشنگی حسین
و((صاد))صبراواست.
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۵ ب.ظ توسط بانوی کوچک
|
یــآدمــآن بــآشــدســـرســـجـــآده ی عــــشــــق