مـــــن ایــنـــجــا....
بي تابانه منتظرهجوم لحظات باتوبودنم....من هرشب تورازمزمه ميکنم..ذکرعشق تورازيرلب زمزمه ميکنم....ازخداداشتنت راتاابدخواسته ام...ازبيقراري هايم نذرميکنم..
هرشب سفره ي عشقم رابه پاميکنم وآن رابادرددوري توودلتنگي براي تو وغم نبودتو تزيين ميکنم..باغصه ي نبودنت مهماني نذري ميگيرم وبراي آمدنت دعاميکنم...صلوت ميفرستم وذکردوستت دارم ميگويم...
اينجاغبارمراگرفته ...توبياتاباآيينه ي وجودت پاکني اين غبارراازسرروروي من...
من بيقراري هايم راهرشب مشق ميکنم وبراي خداميخوانم تاتوراهرچه زودتربمن برساند...من اين گوشه دراين دوري ازتو دارم فقيرانه زندگي ميکنم...تاتونيايي من بي نيازنخواهم شد...نيازپرشورمن.......
ببين من اين روزهارادرثبت احوال دلم ثبت ميکنم تابرگشتنت...ميخوانم هرشب آوازباتوبودن را.....
ميخوانم باقاصدک ها...ميگيويم بااقاقي ها....مينويسم برلاله ها..
عاشقانه منتظرت خواهم ماند...چون رویای امیدی برای این قلب خسته وحقیقت محض وجودی برای این دخترک عاشق...
هرشب سفره ي عشقم رابه پاميکنم وآن رابادرددوري توودلتنگي براي تو وغم نبودتو تزيين ميکنم..باغصه ي نبودنت مهماني نذري ميگيرم وبراي آمدنت دعاميکنم...صلوت ميفرستم وذکردوستت دارم ميگويم...
اينجاغبارمراگرفته ...توبياتاباآيينه ي وجودت پاکني اين غبارراازسرروروي من...
من بيقراري هايم راهرشب مشق ميکنم وبراي خداميخوانم تاتوراهرچه زودتربمن برساند...من اين گوشه دراين دوري ازتو دارم فقيرانه زندگي ميکنم...تاتونيايي من بي نيازنخواهم شد...نيازپرشورمن.......
ببين من اين روزهارادرثبت احوال دلم ثبت ميکنم تابرگشتنت...ميخوانم هرشب آوازباتوبودن را.....
ميخوانم باقاصدک ها...ميگيويم بااقاقي ها....مينويسم برلاله ها..
عاشقانه منتظرت خواهم ماند...چون رویای امیدی برای این قلب خسته وحقیقت محض وجودی برای این دخترک عاشق...
+ نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ توسط بانوی کوچک
|
یــآدمــآن بــآشــدســـرســـجـــآده ی عــــشــــق