برای امروزحرف زیاددارم اما حیف که جای این حرفهافقط دردلم است....کجایی تابخوانی دست نوشته های پرازرمزورازم را؟؟؟؟کجایی تابرداری غبارتنهایی راازاین نوشته ها؟؟؟؟ازچه بگویم؟؟؟که ادمها دلم راشکستند...ازکه بگویم که روزگاربرزمینم زد....دلم که میگیرد اه میکشندتمام نوشته هایم.....خسته ام حتی ازنوشتن...کاش جای فریادداشتم...جای اینکه بپرسم :خدایا چرا؟؟؟؟؟؟

خدایاچندمیگیری منوببری؟؟؟؟؟؟؟؟