همچون درخت خانه مان که درپاییزخشکیده شدبعدازرفتنت من ازریشه خشکیدم وهمچون پیچکی که ساقه اش رابادشکسته نبودنت ساقه ی ارزوهایم راشکست.....وبرگ رویاهایم به دست بادسردپاییزی افتادوخزان باغ تمام یپکرم رازردوخشکیده کرد ومن پوسیدم درخانه ای که بعدازرفتن تومتروکه شدومن پوسیدم بانفسی که بعدازرفتن توسنگین شد......اینجاازبعدازرفتن تونه شهرنام داردنه خانه.....اینجاویرانه ایست که درآن متروکه ای بیش نیست ومن بعدازرفتن تومردم وهیچکس سراغی از من نمیگیرد ومن سایه شدم که درشب زمستانی اسیرماندم وهیچکس سایه رادرشب نمیبیند....تمام درختان کوچه ی ماازریشه خشک شدندهمانندمن که ازنبودنت ازریشه ی خانه خشکیدم....تورفتی وحتی سایه ات باسایه من همراه نشد....تورفتی تابمن بفهمانی که نبودنت مرگ ارزوهای من است وویرانی وجودم.... تورفتی وفهمیدم که من دراین دنیای آدم ها بدون توجایی ندارم وبدون توهیچکس نه مرامیبیند ونه نامی ازمن به یادمی آورد....تورفتی ومن فهمیدم که بدون تودراین دنیادرآیینه هاپنهانم...نورفتی وفهمیدم بدون تونبض زندگی درمن جریان ندارد......تمام خانه ام راخزان گرفت ونرگس هایم پژمردندومن دفن شدم درخاک باغچه ای که روزی بانوازش دستان توسبزشدوحالااماکویری بیش نیست......

♥♥♥♥♥♥

رفتی ودنبال تو تنهاشدم ♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦ غرق دررویای بی فرداشدم

رفتی ودادی مرادردست باد ♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦رفتی وآتش زدی آن خاطراتت

بعدتومن ماندم واین اشکها♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦بعدتومن ماندم وان بوسه ها

رفتی ودادم به توجان وتنم♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦♥♦سوختم من سوختم این یکرم.....

http://mj6.persianfun.info/img/92/6/Namayesh16/06.jpg